فدرال رزرو نرخ بهره معیار خود را ۲۵ واحد پایه افزایش داد و دامنه هدف آن را به ۳.۷۵ تا ۴.۰۰ درصد رساند. با این حال، گِرِیاسکیل ریسرچ (Grayscale Research) معتقد است این اقدام بعید است تغییرات عمدهای در قیمت بیتکوین و بازارهای ارز دیجیتال ایجاد کند. سوال اصلی گِرِیاسکیل این است که آیا این افزایش، یک تعدیل مجزا است یا آغاز یک چرخه انقباضی گستردهتر.
استدلال گِرِیاسکیل بر یک شکاف سیاستی استوار است. این شرکت افزایش اخیر را به جای یک تغییر دورهای در سیاست رسمی، یک تعدیل در میانه چرخه توصیف میکند. از دیدگاه آنها، تفاوت صرفاً در اندازه یک اقدام واحد در نرخ بهره نیست، بلکه در مقیاس و مدت زمان مسیری است که سیاست پس از آن طی میکند.
افزایش ۲۵ واحد پایه و همچنان سبز بودن بازار ارز دیجیتال. گِرِیاسکیل ریسرچ این را یک تعدیل در میانه چرخه میداند، نه یک تغییر دورهای، و انتظار تاثیر کمی بر بازارهای ارز دیجیتال دارد. یک افزایش مشابه در سال ۱۹۹۷ نیز نتیجهای مشابه داشت. شایان ذکر است: صادرکنندگان استیبلکوین مانند Circle و Tether،…
گِرِیاسکیل این تصمیم را با کمپین فدرال رزرو از مارس ۲۰۲۲ تا ژوئیه ۲۰۲۳ مقایسه میکند. در آن دوره، فدرال رزرو برای مهار تورم، نرخ وجوه فدرال را ۵۵۰ واحد پایه افزایش داد. گِرِیاسکیل میگوید که انقباض پایدار احتمالاً در بازار نزولی گذشته بر بیتکوین و سایر داراییهای دیجیتال فشار وارد کرده است.
اقدام اخیر از نظر مقیاس کوچکتر است و گِرِیاسکیل انتظار یک یا دو افزایش نرخ بهره دیگر را در سال ۲۰۲۶ دارد. بنابراین، ارزیابی این شرکت بر این متمرکز است که آیا این افزایشها محدود باقی میمانند یا خیر، نه اینکه آیا نرخها اصلاً افزایش مییابند. یک دنباله کوتاه از تعدیلها و یک کمپین انقباضی پایدار میتواند پیامدهای متفاوتی برای تخصیص سرمایه داشته باشد.
زک پاندل، رئیس تحقیقات گِرِیاسکیل، آخرین تصمیم را یک تعدیل در میانه چرخه توصیف میکند، نه یک تغییر سیاستی دورهای. گِرِیاسکیل همچنین میگوید که تردید دارد که یک یا دو افزایش نرخ بهره مورد انتظار برای سال ۲۰۲۶ منجر به تغییر زیادی در تخصیص سرمایه شود.
نکته کلیدی گِرِیاسکیل این است که افزایش ۲۵ واحد پایه، همراه با افزایش احتمالی دوم در سال جاری، بعید است که از دیدگاه این شرکت، تغییرات عمدهای در بازارهای دارایی دیجیتال ایجاد کند. این نکته مهم است: این تحلیل دیدگاهی را در مورد الگوی احتمالی سیاست و واکنش بازار ارائه میدهد، نه تضمینی در مورد قیمت ارزهای دیجیتال.
نقطه مرجع تاریخی گِرِیاسکیل مارس ۱۹۹۷ است، زمانی که فدرال رزرو گریناسپن آنچه را که این شرکت به عنوان یک افزایش مشابه و یکباره توصیف میکند، انجام داد و بازار صعودی نزدک ادامه یافت. این مقایسه از دیدگاه گِرِیاسکیل حمایت میکند که یک تعدیل محدود نرخ بهره لزوماً نباید همان اثر بازاری را داشته باشد که یک تلاش طولانیمدت برای بازنشانی هزینههای استقراض و شرایط مالی دارد.
موازنه سال ۱۹۹۷ این موضوع را ثابت نمیکند که بیتکوین از نرخ بهره مصون است. در عوض، تمایز گِرِیاسکیل بین یک اقدام مجزا و یک دنباله انقباضی طولانیتر را نشان میدهد. اگر سیاست به یک سری افزایش پایدار تبدیل شود، دوره ۲۰۲۲-۲۰۲۳ تحت چارچوب این شرکت، مقایسه مرتبطتری را ارائه خواهد داد.
گزارشهای همزمان، واکنش فوری محدودی از سوی بیتکوین و سایر داراییهای اصلی ارز دیجیتال پس از تصمیم فدرال رزرو را توصیف کردند. این واکنش با دیدگاه گِرِیاسکیل مبنی بر اینکه خود افزایش نرخ بهره یک اختلال عمده در بازار نبوده است، سازگار است، در حالی که سوال بزرگتر در مورد چگونگی واکنش بازارها به سیگنالهای سیاستی آینده را باز میگذارد.
کشف: بهترین پیشفروشهای توکن
گِرِیاسکیل استدلال نمیکند که نرخهای بالاتر تاثیری بر ارزهای دیجیتال نمیگذارند. بلکه میگوید که تاثیر میتواند در سراسر اکوسیستم دارایی دیجیتال متفاوت باشد. این شرکت به صادرکنندگان استیبلکوین مانند Circle و Tether اشاره میکند که به گفته آنها، زمانی که نرخ بهره نقدی افزایش مییابد، درآمدهای بالاتری کسب میکنند.
گِرِیاسکیل همچنین میگوید که نرخهای بالاتر بر اوراق قرضه توکنیزه و صندوقهای بازار پول میتواند جریان سرمایه را به سمت بلاکچین هدایت کند. نکته کلیتر آنها این است که ارزهای دیجیتال متنوع هستند: نرخهای بالاتر میتواند بر داراییها و کسبوکارهای خاص به طور متفاوتی تأثیر بگذارد، همانطور که بخشهای حساس به نرخ در امور مالی سنتی میتوانند واگرا شوند. تحت این دیدگاه، بیتکوین و سایر بخشهای بازار دارایی دیجیتال نیازی به واکنش یکسان به تغییرات نرخ ندارند.
عملکرد فعلی قیمت بیتکوین نیز به مقایسه سال ۱۹۹۷ ارتباطی میبخشد، به خصوص اگر سرمایهگذاران منتظر یک فاز نوسان شدید دیگر باشند. BTC برای حفظ شتاب صعودی با مشکل مواجه شده است و بازار را در برابر فروش بیشتر آسیبپذیر میکند اگر سطوح حمایتی کلیدی از دست بروند.
با این حال، این قیاس باید با احتیاط مورد استفاده قرار گیرد، زیرا ساختار بازار و پایگاه سرمایهگذاران بیتکوین به طور قابل توجهی با بازارهای سنتی در سال ۱۹۹۷ متفاوت است.
در حال حاضر، توانایی بیتکوین برای حفظ مناطق حمایتی اصلی خود برای تعیین اینکه آیا بازار میتواند تثبیت شود، مهم خواهد بود. بهبود بالای مقاومت اخیر، تفسیر نزولی را تضعیف میکند، در حالی که شکست مجدد میتواند مقایسهها با دورههای قبلی استرس گستردهتر بازار را تقویت کند.



