بروس اشنایر و سیندی کوهن: سیستم نظارتی آمریکا از هدفگیری تروریستها به جمعآوری اطلاعات شهروندان تغییر ماهیت داده است
واشنگتن دیسی – در آستانه بیست و پنجمین سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر، دو کارشناس برجسته امنیت سایبری و حریم خصوصی، بروس اشنایر و سیندی کوهن، مدیرعامل سابق بنیاد مرزهای الکترونیکی (EFF)، در مقالهای مشترک هشدار دادهاند که سیستم نظارتی آمریکا مسیری کاملاً دگرگون شده را طی کرده است. این سیستم که در ابتدا برای هدفگیری تروریستها طراحی شده بود، اکنون به ابزاری برای جمعآوری گسترده اطلاعات از کل جامعه تبدیل شده است.
چرخش پارادایم نظارتی
اشنایر و کوهن در مقالهای که در وبسایت Lawfare منتشر شد، استدلال میکنند که منطق نظارتی دولت آمریکا از شنود و رصد افراد مظنون به تروریسم، به جمعآوری بیرویه اطلاعات از شهروندان عادی تغییر یافته است. آنها به شهادت اخیر مدیر افبیآی، کریش پاتل، در کنگره اشاره میکنند که تأیید کرد این سازمان همچنان در حال خرید اطلاعات شخصی شهروندان آمریکایی از واسطههای داده است. علاوه بر این، گزارش استراتژی مبارزه با تروریسم کاخ سفید که در ماه مه ۲۰۲۶ منتشر شد، به صراحت اعلام میکند که ابزارهای امنیت ملی که در ابتدا برای اهداف خارجی طراحی شده بودند، برای «ترسیم» شبکههای اعضا و ارتباطات گروههای سیاسی داخلی مورد استفاده قرار خواهند گرفت.
ریشههای گسترش نظارت
این دو کارشناس ریشههای این تحول را به طرح نظارتی پس از ۱۱ سپتامبر بازمیگردانند، که تحت عنوان «برنامه نظارت رئیسجمهور» مجوز جمعآوری گسترده سوابق تلفنی شهروندان آمریکایی را صادر کرد. بعدها، در سال ۲۰۰۶، این برنامه به طور پنهانی با استناد به بخش ۲۱۵ قانون میهنپرستی (Patriot Act) توجیه قانونی یافت و تا زمان افشاگریهای ادوارد اسنودن در سال ۲۰۱۳، دولت رسماً وجود این برنامه را انکار میکرد.
اشنایر و کوهن به یک سند داخلی آژانس امنیت ملی (NSA) که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، استناد میکنند که هدف نهایی سازمانهای اطلاعاتی را «جمعآوری همه چیز، پردازش همه چیز، استفاده از همه چیز، اشتراکگذاری همه چیز و شنود همه چیز» برای دستیابی به «دانستن همه چیز» توصیف میکند.
نقش شرکتهای خصوصی و دور زدن فرآیندهای قانونی
به گفته این دو کارشناس، گسترش بیحد و حصر نظارت دولتی ریشه در این واقعیت دارد که شرکتهای خصوصی از قبل نظارت را به یک تجارت تبدیل کردهاند. شرکتهایی مانند گوگل و فیسبوک به طور مداوم دادههای رفتاری کاربران را جمعآوری میکنند و سازمانهایی مانند NSA، پلیس محلی و مأموران مهاجرت (ICE) تقریباً تمام مواد نظارتی خود را از طریق اپراتورهای مخابراتی، پلتفرمهای اینترنتی و دادههای موقعیتیابی تجاری به دست میآورند.
مهمتر از آن، این کانال «جمعآوری خصوصی، استفاده دولتی» در سالهای اخیر دیگر نیازی به طی کردن فرآیندهای قانونی رسمی ندارد. افبیآی مستقیماً اطلاعات را از واسطههای داده خریداری میکند و به این ترتیب، آستانه دریافت حکم قضایی را دور میزند.
گسترش نظارت به سطوح محلی و محو شدن مرزها
این الگو اکنون به طور کامل به سطوح اجرایی محلی نیز تعمیم یافته است. شبکههای تشخیص پلاک خودرو که توسط شرکتهایی مانند Flock و Vigilant Solutions ساخته شدهاند، اکنون در جادهها و پارکینگهای سراسر آمریکا گسترده شدهاند و به واحدهای اجرایی اجازه میدهند تا در سراسر ایالتها به جستجو بپردازند. فناوری تشخیص چهره نیز از واحدهای اصلی اجرای فدرال به مأموران ICE، بازرسی فرودگاهها و اماکن خصوصی گسترش یافته است. با توجه به اینکه دادههای موقعیتیابی تلفن همراه نیز به راحتی قابل دسترسی هستند، مرز بین «سرمایهداری نظارتی» و «نظارت دولتی» تقریباً از بین رفته است.
فقدان تحلیل هزینه-فایده و سوءاستفادههای اجتنابناپذیر
اشنایر و کوهن تأکید میکنند که جامعه امنیت ملی هرگز تحلیل جامعی از هزینه-فایده این برنامههای نظارتی انجام نداده است. هیچ مدرکی مبنی بر هزینههای مالی، جابجایی منابع، یا اینکه «چه حملاتی بدون این نظارت رخ میداد» وجود ندارد. موارد موفقیتآمیزی که گاهی توسط NSA منتشر میشود، در بررسیهای بعدی قابل دفاع نیستند. در غیاب نظارت، سوءاستفاده تقریباً اجتنابناپذیر است.
شواهد سوءاستفاده
نماینده کنگره آمریکا، زو لافگرین، در مصاحبهای اظهار داشت: «جستجوهای درب پشتی علیه معترضان، ۱۹۰۰۰ اهداکننده کمک مالی سیاسی، اعضای کنگره، روزنامهنگاران، مقامات دولتی و حتی یک قاضی دادگاه ایالتی که از رفتار نامناسب پلیس به افبیآی شکایت کرده بود، مورد سوءاستفاده قرار گرفته است.» در NSA، موارد متعددی از نظارت کارکنان بر شرکای سابق خود آنقدر زیاد بوده که اصطلاح اختصاصی «LOVEINT» (اطلاعات عاشقانه) برای آن ابداع شده است.
همین الگوی سوءاستفاده اکنون در اجرای قانون در سطوح محلی نیز تکرار میشود. یک افسر پلیس در تگزاس فاش شد که از ۸۳۰۰۰ دوربین تشخیص پلاک برای ردیابی زنی که به دنبال خدمات سقط جنین بود، استفاده کرده و سپس دروغ گفته تا آن را پنهان کند.
در شهر سانتا کروز کالیفرنیا نیز مشخص شد که حفاظت فنی Flock قادر به جلوگیری از «نشت تصادفی» دادهها به واحدهای اجرایی در سراسر ایالت نبوده است. اشنایر و کوهن همچنین به نکته نگرانکنندهتری اشاره میکنند: برخی در دولت استدلال میکنند که «فقط بررسی چشمی معتبر است» و تحلیل ماشینی جستجو محسوب نمیشود. اما با افزایش قابلیتهای تحلیل هوش مصنوعی، این استدلال تنها نظارت را تسهیل میکند.
راهکارهای پیشنهادی
در مواجهه با این هزینهها، اشنایر و کوهن در پایان مقاله خود مجموعهای از راهکارهای جامع را پیشنهاد میکنند. هسته اصلی این راهکارها بازگرداندن تضمینهای متمم چهارم قانون اساسی است. آنها معتقدند که برای جمعآوری، دسترسی یا استفاده از دادههای نظارتی گسترده، صرف نظر از ماهیت دادهها (محتوا یا فراداده) و صرف نظر از اینکه توسط اپراتورهای مخابراتی، پلتفرمهای اجتماعی یا شرکتهای خصوصی نگهداری میشوند، باید ابتدا حکم قضایی دریافت شود.
آنها همچنین به «قانون متمم چهارم قابل فروش نیست» (Fourth Amendment is Not for Sale Act) که در حال حاضر در کنگره در حال بررسی است، اشاره میکنند و خواستار آن هستند که دولت نتواند با «خرید اطلاعات» محدودیتهای نیازمند حکم قضایی را دور بزند.
احکام اخیر دیوان عالی نیز اهرمهایی را فراهم کرده است. در ۲۹ ژوئن ۲۰۲۶، دیوان عالی در پرونده Chatrie v. United States حکم داد که سوابق موقعیت مکانی دیجیتالی که پلیس از طریق «حکم جغرافیایی» به دست میآورد، حتی اگر دادهها در سرویسهای ابری شخص ثالث ذخیره شده باشند، همچنان مشمول انتظار منطقی حریم خصوصی فرد هستند و بنابراین «جستجو» به معنای متمم چهارم محسوب میشوند. اگرچه قضات مستقیماً این نوع احکام را خلاف قانون اساسی اعلام نکردند، بلکه پرونده را برای بررسی بیشتر به دادگاههای پایینتر ارجاع دادند، اما این نشاندهنده تضعیف «اصل شخص ثالث» است.
اشنایر و کوهن فراتر رفته و استدلال میکنند که آمریکا به یک «قانون جامع حریم خصوصی» نیاز دارد که استفاده مجدد از دادهها را ممنوع کند و برای شرکتهایی که مقادیر زیادی داده جمعآوری میکنند، مسئولیتهایی شبیه به «وظیفه امانتداری» تعیین کند. آنها همچنین به صراحت اعلام میکنند که شهروندان آمریکایی باید «حق رمزگذاری و محافظت از دادههای خود را داشته باشند».
این جمله ممکن است برای جامعه ارزهای دیجیتال طنینانداز باشد، زیرا حریم خصوصی مالی، خودسرپرستی و ابزارهای رمزگذاری سرتاسری اساساً در یک جبهه با این نبرد علیه نظارت گسترده قرار دارند.



